آرامشم

از وجود او لبریزی و سرشار ؛ از همه ی احساس خوبِ آرامش
هزاران بلور شوق را می توان ز چشمانت به چنگ آورد و به دل آویخت
دل آویز دلم تماشای جفت چشم مشتاقت است ...
تماشای شادمانه های شیرین چشمانت که راه هر یاسی را سد می کند ....
مشتاقانه به شیوایی چنگ زدی به دلم .... و پر شد ز نوای خوش چنگ ِ چشمانت...
می توان به پا کرد از صدایت شیدایی عظیمی را
و بر افروخت از تنگنای کلامت واژه های داغِ مردادی گون را که سمفونی آرامش است
سمفونی نهم نه ؛ بلکه سمفونی بی نهـــــایت آرامش ....
مرداد همه شور است و سرور
که تو جزیی از مردادی
و من نیز بسته به تو
وای از عطر تنت که وازه ها را بی قرار کرده
بند بند وجودت همه بهــــار است و نای نفس های تو همه نسیم اردی بهشت ...
جــــــــــــانه دلم
بر من بنگر ؛ چشم در چشمم ، که نظر بازی کنم رو به آسمان
بر من ببار که همچون باران بهاری همه ســــر طراواتی
بر من بتاب که چون آفتاب پاییزی غنج می دهی دلم را 
بر من بوز که چون بید مجنون شیدایم کنی
بر ساحلم قدم بگذار موّاج و خروشان پهلو گیر
بر من بنواز که به سازِ دلت سماعی راه بیندازیم
رقص کنیم و بگردیم به ساز دل ِ کوکت جانا
خواست ، خواست ِ تو 
و رنگ رنگ تو
و جان جان ِ من
آه
مستم می کنی زین همه شور 
و بغل بغل شیدایی
و دریا دریا آرامش
و جـــــان تا جانم را عشق
تو سراسر موهبتی از سوی خدا
مشهودی در هر نظر برای این دلِ تب دار
تو جزیی از اویی 
و او پناهگاهیست به وسعت بی کرانش برای لحظه لحظه هایمان
زیر سایه اش
در یدِ قدرتش
تا همیشــــه شــــاد و شاد و شاد
آمین 

 

بهاری شدنت مبارک آرامشم
      همسرت سهیلا

 

/ 2 نظر / 28 بازدید
عمه

قربونت برم خیلی قشنگ بود من لبریز از عشق واحساس شدم نمیدونم حمید چی شد !!!! عاااااالی بود موفق باشی

عمه

وااااااای لبریز از عشق واحساس ... خیییییییلی عالی بود موفق باشی عزیزم