همین پاییز ؟!

به تو مدیونم !
به آن روزهایِ ابری ات که حالم با تو بارانی است ...
من با تو دلم پذیرای تازگی شد ...
جانی دوباره به جان شد ...
زنده شدم ...
 باران برای دل شاعرم واژه ی کمی نیست ...
بزرگ و شکوهمند است ..
می لرزاند بند بندِ وجودم را وقتی که می بارد این آسمان ِ فراخ ...
ببار ...ببار بر این کویر تشنه ی تنها ...
باران نگاهم مادامی است تازه ام می کند
و من شاعرانه از دلم می سُرایم این شورِ جاودان را ...
به تو مدیونم ....
اما ..
تو نیز در عین بدهکاری ام به من نیز مدیونی !
تو هم بدهکاری ...
بدهکار آن پرسه ها ...
عشق بازی ها ...
هواهای دو نفره ات ..
پاییز برای عاشقان بهار است و برای بی کَسان زمستانی سرد ...
شاید این پاییز بهار شوم ..
شاید ...
کسی چه می داند ؟!

 

پاییز مبارک :)

/ 2 نظر / 6 بازدید
شيرين

سلام وبلاگت عالي بود http://alpha20.mihanblog.com/extrapage/hadiehshop

. علي .

سلام قلم شيوايي داريد ، اميدوارم باز هم سعادت حضور داشته باشم . باي