دلگیر

این زور آزمایی ها را نمی خواهم ...
به ریسمان ِ این و آن چنگ انداختن را نمی خواهم ...
لحظه های تلخی است ...
آن زمان که فراموشت می کنم ...
وقتی که غافل می شوم ... از تو ....
از تو ...
از تو !
وقتی که برای خواسته ام به آدم هایت رو می اندازم !
آن زمان از خویشتن بدم می آید ...
وقتی که برای رسیدن هزار در را می کوبم ، از خویشتن بدم می آید ...
شرمم باد ...
آخر آن درهایی نیستند که برای رسیدن ِ به تو باید بکوبم ...
خداونـــــــدا !
می دانی چه زمانی سخت به خودم می فشارم ...
درهم می شوم !
زمانی که به خواسته ام در واپسین دقایق می رسم ...
همه چیز لوث می شود ...
انگار آب خنک را به یک باره می پاشند روی تمام هیکلت !
سرد می شوی !
سست می شوی ...
دلگیرم
از آدم هایت !
همان بهتر که فقط خودت بدانی بهترینم ...
دلگیرم ...


+ یلدا مبارک !


/ 2 نظر / 14 بازدید
Muhammad

سلام،واقعالذت میبرم وقتی پستاتون میخونم،آرامش بخشه.یلداتون رویایی. . .[گل]

زینب

سهیلا جون خیلی این متنتو دوست دارم چون زمان حال امروزم بود