بهــــــــــار تویی ، تو !!

 

باغ ِ من اسیر چنگال ِ دژخیم زمستان است ...
هر گاه سوز سرما استخوان های بی جان باغم را در هم می شکند
هر لحظه تاریکی ِ شب بیمناکم می کند ...
باغ من زمستانی است
لرز لرزان و نا امید به هر سو می نگرم که دست یاری رسد !
که یاری شوم ؛ سیاهی مطلق جاریست ...
سال هاست که کسی حتی از سرای این باغ گذر نکرده ...
سال هاست که به خنده ای در ختان باغ گرم نشده اند
سال هاست که نومیدانه نظاره گر این باغم
که حتی دستی برای یاری اش نمی شتابد
باغکم چه اسف بار از رونق افتاده
روزها از پی هم می گذرند
به آسمان می نگرم ....
با طمأنینه می نگرد و مرا با نگاهش به صبر وا می دارد
و آنقدر اطمینان در نگاهش موج می زند که لب به شکایت باز نمی کنم ...
تنها و تنها منتظرم که انتظار حسی است تلخ و بی پایان
روزها از پس هم گذشت ... و من تنها نظاره گر بودم به فراسوی باغ ...
ناگهان
در یک سحر گاه
سایه ای خرامان دیدم
چه آرام گام بر می داشت
گویی کوله باری از آرامش را بر دوش داشت...
وای !
مرا دید ...
چَشم در چَشم !
به نگـــــــــاهم رسید !!!!!!!
به نگــــــــاهش رسیدم ....
و یک آن بهار در من زنده شد ...
نفس ِ بهار در من دمیده شد ...
از « عشق » لایزالش در من و او دمید و عاشق شدیم !
فریاد برآوردم !
بهار آمد ...
بهار آمد ... 
بهار عاشقی آمــــــــــــــد ... 
آمدی و چه دلربا دلبری کردی و من دل را با جان به دستان ِ سخاوتمندت نهادم ...
دلبرم ! تو به تنهایی عین بهاری ...
تو باشی من به یمن آمدنت هفت سین ِ دل را پهن می کنم ...
سلام ِ تو !
سکوت ِ پر از خنده ات ...
سودای عشقــت !
ستبری آغوش ِ امنت ...
سرم بر شانه ات
سایه ی تو بر دلم ...
و سر انجام ِ من و تو ؛ مــــــــــــــــــا !
تو شگون ِ هر لحظه ی منی ...
تو باشی من به یمن آمدنت قرآن را باز می کنم و برای روزهای خوبمان تلاوت می کنم ...
تو باشی سبزم ... تو باشی بهارم ... 
تو باشی خدای من حالم را به بهترین حال می رساند ...
به خودش قسم که بودن در کنارت بهترین ِ بهترین هاست ...
تو شکفتی و آمدی و باغ تنهایی ام را با دستان پر سخاوت مردانه ات بهار کردی
این روزها نجوای دلم «بهار » است ...
چرا که حال ِ دلم با تو فقط بهااااار است
اینجا
آنجا
هر جـــــــــــا پر از عطر توست
پر از یادت سرکش و مهربانت که چه خوب می آید و خنده را میهمان نگـــاهم می کند
اینجا پر از عطر توست
پر از هوس آغوش امنت ...
پر از آسایش نگاه گرمت ....
پر از یاد شکوهمندت ...
یاد بهارانه ی تو
با تو چهار فصل سال ، زمستان هم که باشد ؛ دلم بهاریست ...باغکم بهار است
هر لحظه و هر ثانیه بهار میهمان دل ماست ...
هر نفست بوی بهار را می دهد ...
بوی شکوفه ی بهار نارنج !
به سان همان شکوفه ها وجودت مرا مست می کند ...
و می دانی که تو برای باغ زردم چه موهبتی هستی ؟!
سپاس خدایمان را که تو را بر جاده ی زندگی ام گسیل داد ...
و تو آمدی و وامدار عشق لایزال خداوندی ؛
مرا بهار کردی ...
بهارم !
عمرم !
جاودانگی از توست ...
سبزم کن !
بگذار این عشق ثمر بخش باشد ...
بگذار این بودنت پا برجا باشد و هر عصر از میوه ی عشقمان در این باغ چینش کنیم و سیب سرخ ِ عشقمان را نوبرانه به آنان که عاشقی نمی دانند تعارف کنیم !
بیا آنقدر عاشق باشیم که خدا نیز از نبودت برای من ؛ و نبودم برای تو شرمسار شود !
بیا وصالمان را جاودانه کنیم که من بی تو و تو بی من پوچی است و تباهی ...
یارآ !
بهارم !؟
سبزم کن ...
 

+ این متن رو به خاطر ِ قلب های دوستان ِ عاشقم نوشتم ؛
تقدیم به دوستان ِ عاشقم ...
تقدیم به عاشقان که حال دل هاشان با عشق بهاری است ...
تقدیم به آنان که عاشق نیستند و دل هاشان در انتظار « بهـــار » است !
خدای مهربانم !
سبزمان کن ....

++ هر روزتان بهاری !
امیدوارم هر لحظه نگاه ِ پُر از مهر ِ خداوند را نظاره گر باشید که بهترین برای همه ی ماست !
نوروزتان خجسته ؛ شاد باشید ... 

 

/ 10 نظر / 22 بازدید
سارا

:( قشنگتر و عالیتر از همیشه ...بیشتر از همیشه به دلم نشست .. آه م گرفت ... :(

مریم

وای سهیلا عالی بوووووووووووووووووود، می فهمی ؟؟؟!!!! عالی بووووووووووووود واقعا لــــــــــــذت بردمـــــــــــــ بخصوص از اینجا به بعدش: " دلبرم ! تو به تنهایی عین بهاری ..." مرسی عزیز دلم که به فکر دل مایی. واقعا مرسی که اینقدر خوب بادی بفهمی و درک کنی! [ماچ][ماچ][ماچ] خدا دلت و بهاری و سبز کنه ایشالا [قلب][قلب][قلب] تو چرا اینا رو تو فیسبوک نمی نویسی ؟! یه خواهش... اگر دوس داشتی این متنو بذار فیسبوک و اولش، متنِ + اولی رو که نوشتی بنویس و ما رو تگ کن :) اگر نمی خوای متنتو کامل بذاری از همونجا که جمله شو گفتم و واسه عاشقی نوشتی بنویس. دلبرم ! تو به تنهایی عین بهاری ... از اینجا به بعد تک تک جمله هات محشرن سهیلا. کلِ متنت عالیه ولی عاشق این قسمتاش شدم... من هیچ وقت به کسی که دوسش دارم نمی رسم اما این قسمتاش عینِ حرفای دلِ منه... حال و هواشو می فهمم.....................

saman

سلام دوست عزيز مجددا سال نو رو تبريک ميگم سال خوب و خوشي داشته باشي و ... درباره پستت ... هرچي از نوشته هاتو که تابحال خوندم رو اگه رده بندي کنم اين متن جزو سه تاي اوّله تصویر سازی بسیار زیبایی تو متن وجود داره مخصوصا از اون جایی که با " ناگهان " شروع میشه اصل یه فضای سه بعدی رو منتقل میکنه وبعدش القای فضای بهاری و تلاوت قرآن و بوی بهار نارنج و ... حتی اون وصف زیبا از وصال و شرمساری معبود و ... عالی بود ... البته جای نقد داره ولی اونقدر از خوندن متن لذت بردم که ... [خنثی] [تایید] بازم ممنون که خبر دادی سال باحالی داشته باشی [گل][گل][گل][گل][گل]

مریم

چه خووووووووووووووب ^_^ آخه نوشته هات به وجد میارن آدمو بعد نمی شه احساساتمو کنترل کنمو بروز ندم [نیشخند][بغل] من بیشتر عاشقتمممممممممممم [قلب] چشمت بی بلا قربونت برم مرسییییییییییییییی [ماچ] <3 من 2 روز فیلتر شکنم کار نمی کنه ها واسه همین فیسبوک نیستم [ناراحت] خواهش می کنم. من مرسی بخاطر این نوشتت. بی نظیر بوددددددددددددددددد :**************

مریم

آخ آخ آهنگ وبلاگشو ببیییییییییییییییین [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] یهو شروع شد خشکم زد :)))))))))) معرکه س... من به سهم خودم مچکرم برای این آهنگ [نیشخند][چشمک][ماچ]

گلسا

سوالي كه من ازت دارم اينه كه تو چرا انقدر خوب مينويسي؟؟؟ خيلي خوبه.اصلا احساساتي شدم. يعني بهار فقط واسه عاشقاست؟؟؟؟؟؟؟؟

گلسا

چه اهنگ قشنگيي گذاشتييييييي

آبجي خانم

سلام عزيز دلــم ببخش كه ديــر رسيدم... اما قبلا نظرم رو درباره ي نوشته هاي بي نظيرت گفتم هميشه عالي مينويسي و من به اين فكر ميكنم كه اگر عاشق باشي چطور مينويسي!! تو بهتريني.....

مریم

عزیزمیییییییییییییییییی [قلب][ماچ] ای جان :)))))))))))))) مرسی که یاد من بودی موقع آهنگ گذاشتن [قلب] کلا مرسی که انقدر خوبین همه تون! خودتو دلتو نوشته هاتو، وبلاگتو آهنگ وبلاگتو کلا هر چی که مربوط به تو می شه [نیشخند] [گل][ماچ][قلب]

سعید

نبايد كسي بفهمد دل و دستِ اين خسته يِ خراب از خواب زندگي ميلرزد.. بايد تظاهركنم حالم خوب است راحت ام،راضي ام،رها..