بُهت !

حتی !
« تصورش » را هم نمی توانی !!! کُنی نازنینم !
نمی توانی تصورش را کنی که چــِــقــَـدر « دوستت » می دارم !
نمی توانی !
هیچگاه نخواهی فهمید که چگونه قلبم برای دیدنت ، بودنت ؛ می تَپَد !
برای یک « درودِ » تـــازه !
برای یک « شروع » !
آه
سخت و جان فرساست ...
سوهان ِ روحم است این « نا ! دانی » !! 
تو !
حتی !
تصورش را هم نمی توانی کنی که  « مـَــن » با آن نگاه ِ « سردم »  ، در « آتش ِ » وجودم می سوزم ! 

/ 3 نظر / 6 بازدید
زینب

سهی جونم هنوزم این (نا! دانی) رو نمیدونم فرقش با نادانی چیه[سوال]ولی خوشگله مث خودت[لبخند]

میتی

الهی قربونت برممممممممممم[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] چ خوشبخته اونی که اینقد دوسش دارییییی[قلب]