فریبکار ....

بی وقفه می بارد این باران ِ نگاه ...
بر بند بند ِ این رابطه !
که هر چه ببارم پاک نمی شود !
آه ...
بگذار دست در دست ِ هم باشیم !
بگذار دل به دل ِ هم نهیم و از روح بگوییم که « جسم » ناپاکی را به دنبال دارد ..
آمدنت آسمانم را برآشفت ُ آن آسمان آبی به تیرگی گرایید ...
ابری شد !
وای از لحظه ی درنگت !
بودنت آسمان را بارانی
و ماندنت چه غوغایی به پا کرده !!
نگاه ِ آسمانم طوفانی گشت ...
سیاه گشت ...
تیره و تار
و من لرزان به دنبال« جان پناه »...
آه که جان پناهی امن تر از بازوانت نبود ...
امن تر از آغوش ِ ستبر ِ مردانه ات ...
و من این خیال ِ واهی را در سر پروراندم که آغوش ِ تو امن خواهد بود ...
یار فریبکارم !
بگذار از دل بگوییم ... از روح بگوییم ...
بگذار برایت عاشقانه هایم را بسُرایم ...غصه ها را برایت آواز سر دهم ...
بگذار چشم در چشم ِ هم ؛ نفس به نفس شویم !
بگذار یکی شویم در هم ...
بگذار با هم شویم که ابرها به سان من بی قرارند ...
بیا سامانشان ده ... !!
بیا یک به یک کنار هم گذارشان تا ولوله به پا نکنند ....
تا من را _ معشوق ِ تنهایت را _  بیمناک این رابطه نکنند ..
یارک ِ فریبکارم !
بیا با فریب های دل ربایت این آسمان را نیز « فریب » ده ...
آرام گیرد که آرامش را چه بی رحمانه از من ِ تنها ستانده !
بیا و مرا تنها مگذار ...
دلربایم ؟!
نبودنت عقل را « گلستان » و دل را « خزان » گردانیده ..
« بی دلی » بهـــــــــــــار است
و « دلی » بودن باغ ِ بی برگیست که بهاری به فروردینش نمی آید !
بیا آنقدر پاک باش که به قداست روحت بهار هر لحظه میهمان ِ نگاهم باشد !
بیا آنقدر پاک باش که آبستن پاکی شوم و « مهربانی » بزایم ...
بیا که « ثمر » بخش شود این عشق !
بیا که من سخت در تب فراق ِ مهربانی می سوزم ! 

/ 10 نظر / 15 بازدید
smn

سلام دوست عزیز [گل] ممنون که خبر دادی نوشته هات یه خاصیتی دارن که نیمشه با یه بار خوندن دربارش نظر داد جدای از فنون ادبی بکار رفته ، جالب ترین قسمت این پست جدال عقل و عشق جاری در سراسر اثر بود مثل همیشه لذت بردم موفق باشی[گل][گل][گل]

آبجی خانِم

عزیز دلم... سهیلا خانووومم...چقدر می فهمم نوشته هاتو مثل همیشه عالی بود و پر از حرفای قشنگ... فدای تو و احساست بشه آبجی :*

بانو

سلام مگه میشه اون دختر شیطون و سرحال رو فراموش کنم؟![لبخند] حالت چه طوره؟؟ از پری وش عزیز خواستم که بهت بگه که من اومدم و مشتاق بودن با شما هستم چون رابطه های تحمیلی رو دوست ندارم خواستم اول ازت اجازه بگیره.!!! خب می بینم که حسابی غوغا کردی ... حیف این نوشته ها نیست که توی وبلاگ گذاشتی تا خاک بخورن؟! برای چاپ کتاب اقدام کردی یا نه؟[لبخند]

بانو

راستی همیشه عاشق باشی[چشمک] البته عاشق آنکه تو را می خواهد...

بانو

منم همینطور جدی می گم خوشحالم وقتی می بینم هدف درستی رو انتخاب کردی و با پشت کار ادامه می دیش . اگر بتونی همین طور ادامه بدی بهت قول می دم به جاهای خوبی می رسی وقتت رو نمی گیرم اگر پست جدیدی گذاشتی حتما خبرم کن[گل]

پری وش

سلام یه یادی از گذشته بکنیم؟ یادتون میاد اون زمانا عکس میذاشتم تو وبم؟ دوتا عکس هم از شما به یادگار دارم[چشمک] امروز تصمیم گرفتم بازم تکرار کنم گذشته ها رو

پری وش

عالیه بیسته این پست رو میگم خیلی خوبه که داری ادامه میدی و خیلی خوب تر اینکه بزودی ازتون کتابی هم خواهیم داشت[دست]

بانو

سلام عزیزم پیشاپیش سال نو مبارک ممنونم از حضور پر مهرت در وبلاگم امیدوارم سال جدید برایت سرشار از موفقیت و شادی باشه و از غم و غصه هیچ خبری نباشه[:S004:]

بانو

ما برنده ایم! اگر لحظه های شیرین امروز را قربانی اتفاقات گذشته نکنیم، پس نه در حسرت دیروز و نه در رویای فردا، فقط برای "امروز" !

سعید

می دونی خوش بخت ترین زوج دنیا کیه ؟ خنده و گریه به ندرت با هم دیده میشن اما وقتی با هم دیده میشن اون بهترین لحظه ی زندگیه