سه بهارت گذشت...

دخترکم سه بهار را از سر گذراندی...

و همچنان باغ من اسیر چنگال دژخیم زمستان است... 

روزهای سردی است ...

هوای زمستان با شال و کلاهی گرم می شود

من هوای دلم را می گویم که یخبندان است... 

اما هر کلاهی که بر سرم می گذارم تنهایی ام رنگ نمی بازد...

دلم سرد است...

دلم تا اوج باغ ''او'' همه درد است...

دلم با غصه هم رنگ است...

دلم خون است... 

همه جانم شده چشم و همی چشم و همی چشم.... 

به سان ابر بارانی همه رگباری از اشک ... 

بُود دیدار او جزو محالات... 

دلم خوش می شود با احتمالات...

چه تلخ و دردناک است قصه ی هجر 

برای من که یارم را ندیدم از سر مهر

دلم سرد است

و دستانش همان گرمای وحشیست

برای قلب پر دردم دوای دردمندیست

دلم سرد و یخ  از هر انتظاری

و دایم حال من در بی قراریست،

و انتظار و انتظار

بیا

فنجان چایت را در تراس رو به باغم، گذاشته ام... 

چای تازه دم... 

با هر اوجِ طپش قلبم ، چایت داغ می شود

داغِ داغ...

مثل حضورت،

مثل نفس هایت

مثل بوسه هایت

بیا بنوش چای قند پهلوایی پهلوی من ،  با حبه ای عشق...

بیا و به ناز قدم هایت زمستانم را بهار و باغم را رونق باش.....

بیا... 

اینجا پر از با تو بودن است...

پر از حرف های مگو با تو....

پر از تو... 

 

 

+ وبلاگ عزیزم سه ساله شد،سه سالگی اش مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پناهگاهی به وسعت خدای بزرگ دارم <3

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خواهر ضول

ولش كنيم عاطا رو من خوااااهرتم نه عااااطااا:))

صارا

عالــــــــــي بود عزيزم [قلب][قلب]تولده دخترت مبارك ايشالا عروسيش ^_^ دلم خوش ميشود با احتمالات .... [افسوس][نیشخند]

سعید

[گل][گل][دست]

yaser

سلام خیلی جالب بود . امیدوارم موفق باشید.

یاسر

سلام تشکر لطف کردین زرگوار

سعید

[گل]زن بمثابه نمادی از اجتماعیت ،[گل] [گل] انس ،[گل] [گل] محبت و ظرافت که سراپای [گل] [گل]وجودش جز شور و رقت و عواطف ملکوتی نیست[گل] [گل]روز جهانی زن مبارک[گل]

سعید

سلام عیدتم مبارک سال خوبی داشته باشی انشالله امسال بتونی کتابتو چاپ کنی اگه وبلاگ ما هم سر بزنی خوشحال میشم نظر بدی[گل][گل]